مجموعة مؤلفين

291

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

رانديم براى پائين طاق ، آمديم خانه يك نفر از رعيت ها سكنى كرده و كاه را اول دو كيسه يك هزار و جورا يك كيسه يك هزار و ده شاهى حساب كرد و قرار گذاشته ، بنه آمد ، رسيد . هركسى درسكوطويله ، جايى به جهت خودش ترتيب داد . « 1 » بعدازناهار قدرى استراحت كرديم . طرف عصر ، هاشم و جعفر قاطرچى را فرستادم ، رفته يك جوال كاه خريدند آوردند . طرف مغرب ، حساب صاحب خانه « 2 » را كه خواستم بدهم ، دبه آورد و گفت ، كيله يك هزار قيمت كاه است ، آن چه گفتم ، قرار دو كيله بود ، ممكن نشد ، آخر كيله يك هزار هشت تومان پول كاه را داديم . شب را روى پشت بام ، تخت آهنى زدند ، بعداز شام آنجا خوابيده ، دو ساعت و نيم به دسته مانده ، برخاسته . امروز كه دوشنبه 9 شهر صفر است ، بايد برويم به منزل كرند ، بنه حركت كرد . خودمان چاى خورده ، سوار شده ، آمديم ، پاى كدوك پياده شده ، كدوك را بالا رفته ، هوا هم سرد بود . آمديم تا ميان طاق ، پياده شده ، [ 113 ] اسب ها را داديم نعل كردند . از آنجا سوار شده ، آمديم به منزل كرند ، جاى همه ساله ، منزل كرديم . شخص خانى هم آنجا منزل كرده بود . تلگرافچى هم بود . ناهار حاضر كردند ، حضرات هم آمدند ، ناهار صرف كردند . آنجا هم جو يك من دو هزار و كاه تورى « 3 » دو تومان قيمت داشت . زوار هم بسيار بودند . بعد از ناهار قدرى استراحت شد . طرف عصر برخاسته قدرى گردش كرده ، نماز خوانده قدرى با حضرات خوانين كرندى نشسته صحبت كرديم . آقا سيد مهدى همدانى و بعضى از همراهان آمده ، قدرى مشغول صحبت شديم . طرف مغرب از روى پشت بام رفتم در ميان اتاق ، هوا سرد بود ، قدرى با آقا سيد جواد نشسته ، صحبت كرديم تا دو سه ساعت از شب گذشته ، شام صرف نموده ، استراحت شد .

--> ( 1 ) . جمله دراصل چنين است : جايى ترتيب به جهت خودش ترتيب داد ( 2 ) . اصل : صاحب خانه درهمه موارد ( 3 ) . اصل : طورى . منسوب به تور ، نوعى پارچه لطيف و متخلخل و مشبك كه حاجب ماوراء نيست و از آن جامه و پرده و يراق جامه كنند . همان .